تبليغاتX
اجتماعي
همه چيز

چرا تولد هميشه روزي است كه از مادر زاييده می شويم؟

تولد كليشه ای!

با اين حساب متولد شدن، هنر خاصي نيست...

اما اين بار بياييم تاريخ تولدمان را خودمان انتخاب كنيم!

مهم نيست در شناسنامه ما چه نوشته اند!ما تاريخ تولد خودمان را روزي انتخاب می كنيم كه نگاهمان به زندگی عوض خواهد شد روزي كه آغاز است براي حركت رو به جلو!

روز رشد و پيشرفت!

روزي كه فهميديم بين آنچه كه هستيم و آنچه كه بايد باشيم فاصله است!

روزي كه تصميم گرفتيم بهترينخود باشيم!

تولدتان مبارك!!!


+ نوشته شده در  یکشنبه هجدهم بهمن 1388ساعت 16:45  توسط باران  | 

آموخته ام...وقتي كه عاشقيد عشق در ظاهر نايان می شود

آموخته ام...كه هرگز نبايد به هديه ای از طرف كودكی نه گفت

آموخته ام...كه اين عشق است كه زخم را شفا می دهد

آموخته ام...كه آرزويم اين است كه قبل از مرگم مادرم يك بار ديگر بگويم دوستش دارم

آموخته ام...كه زندگي دشوار است اما من از او سخت ترم

آموخته ام...كه هيچ كس در نظر ما كامل نيست تا زمانی كه عاشقش شويم 

آموخته ام...كه پول شخصيت نمی آورد.

+ نوشته شده در  یکشنبه هجدهم بهمن 1388ساعت 16:41  توسط باران  | 

يادت باشه وقتي كسي برات ميميره مرام داشته باشي سر قبرش گل بزاري......

وقتي بركهاي پاييزي رو زير پاهات له مي كني بدون كه روزي بهت نفس مي دادن

قلبم را در روشنايي امروز تقديمت مي كنم تا در تاريكي فردا فراموشم نكني.

جزيره ي دلم را براي آمدنت چراغاني كردم ، اما باز بهانه آوردي و گفتي من از آب مي ترسم.

محبت را وقتي ديدم كه كودكي خورشيد را سيا كشيد تا پدرش در زير افتاب نسوزد

روزگاريست در اين كوجه گرفتار توام باخبر باش كه در حسرت ديدار توام گفته بودي كه طبيب دل هر بيماري پس طبيب دل من باش كه بيمار توام.

عشق چيست؟؟ عشق يعني يه نفر قلب تورو بشكنه و حيرت انگيزه كه تو هنوز با قطعه قطعه قلب شكستت دوسش داري.

در زندگي مشو مديون احساس كسي ، تا نباشد رايگان عمرت گروگان كسي .LOVE




+ نوشته شده در  شنبه دهم بهمن 1388ساعت 19:8  توسط باران  | 

درون من جايي است كه به تنهايي در آن زندگي مي كنم و جايي كه تو بهاران بي باران خود را در آن تازه مي كني.

شيرين ترين انتقام بخشش است.

تاسف خوردن به حال خود خطرناكترين دشمن ماست و اگر تسليم آن شويم هرگز نمي توانيم يك كار عقلانه را در اين دنيا انجام دهيم.

بخشش خوب است ... و بهتر از آن فراموش كردن است



+ نوشته شده در  شنبه دهم بهمن 1388ساعت 19:1  توسط باران  | 

سرمايه ی هر دلی حرف هايی است كه برای نگفتن دارد.


خدايا!

خود خواهی را چندان در من بكش يا چندان بركش تا خودخواهی ديگران را احساس نكنم و از آن در رنج نباشم.


خدايا!

به من زيستی عطا كن كه در لحظه ی مرگ بر بی ثمری لحظه ای كه برای زيستن گذشته است حسرت نخورم و مردنی عطا كن كه بر بيهودگی اش سوگوار نباشم.

+ نوشته شده در  چهارشنبه هفتم بهمن 1388ساعت 23:55  توسط باران  |